من    تو    او  

من جنگیدم

تو تماشا کردی

 او فرار کرد

من توی کرخه شنا کردم

تو براستخر سرپوشیده رفتی

 او با اکس روی آب مزاحم ماهی ها شد

من با صدای آهنگران بزرگ شدم

تو در حمام از صدایت لذت بردی

 او آخرین کاست های لوس آنجلس را زمزمه کرد

من شربت صلواتی نوشیدم

تو کوکا کولا سر کشیدی

 او لیموترش را در گلاس فشار داد

من لباس امدادگری پوشیدم

 تو جلوی آینه پیراهن تازه ات را نگاه کردی

 او به دنبال مایویی آمریکایی میدان ونک را زیر پا گذاشت

من به اتاق عمل رفتم

تو به اتاق پذیرایی رفتی

او به بازرگانی رفت ت بتواند شیر خشک وارد کند

من شهید شدم

تو چرت بعداز ظهرت را از دست ندادی

 و او گمان کنم خوابی هلاکش میکرد

من به اقیانوسی از نور افتادم

 تو به زیر چراغی به تماشای شیرینی ها ایستادی

 او مه شکن تیزش را در تونل کندوان روشن کرد

من هنوز یک آرزوی بزرگ هستم و تو....و او........ .