بیانیه سازمان بسیج هنرمندان استان سمنان به مناسبت روز جهانی قدس

بسم رب الشهداء الصدیقین

حکم روح الله را هر ساله اجرا میکنیم ********* ما حصار قدس را باخونمان وا میکنیم

روز 16 مرداد سال 1358 مصادف با سیزدهم رمضان 1399 بود، کمتر از یک سال از پیروزی انقلاب اسلامی می گذشت و اخباری مبنی بر شروع دور تازه‌ای از جنایات بی‌رحمانه رژیم اشغالگر صهیونیستی در بمباران جنوب لبنان به گوش می رسید. حضرت امام خمینی ره پیام تاریخی خود را صادر فرمودند:

 

"بسم‌الله الرحمن الرحیم"

من در طی سالیان دراز،‌خطر اسرائیل غاصب را گوشزد مسلمین نمودم، که اکنون این روزها به حملات وحشیانة خود به برادران و خواهران فلسطینی شدت بخشیده است، و به ویژه در جنوب لبنان به قصد نابودی مبارزان فلسطینی، پیاپی خانه و کاشانة ایشان را بمباران می‌کند.

من از عموم مسلمانان جهان و دولتهای اسلامی می‌خواهم که برای کوتاه کردن دست این غاصب و گچگ آن به هم بپیوندند و جمیع مسلمانان جهان را دعوت می‌کنم آخرین جمعة ماه مبارک رمضان را که از ایام قدر است، و می‌تواند تعیین کنندة سرنوشت مردم فلسطین نیز باشد، به عنوان «روز قدس» انتخاب، و طی مراسمی همبستگی بین‌المللی مسلمانان را در حمایت از حقوق قانونی مردم مسلمان اعلام نمایند. از خداوند متعال پیروزی مسلمانان را بر اهل کفر خواستارم. والسلام علیکم و رحمة‌الله و برکاته. روح‌الله الموسوی الخمینی

حضرت امام خمینی (ره) در سال هزار و سیصد و پنجاه و هشت پس از تعیین آخرین جمعه ماه مبارک رمضان به عنوان روز جهانی قدس اینچنین فرمودند : "روز قدس " یک روز جهانی است ، روزی است که باید تمام مستضعفین را از چنگال مستکبرین بیرون بیاوریم ،  روزی است که باید جامعه مسلمین همه اظهار وجود بکنند و هشدار بدهند به ابرقدرتها و به این تفاله‌هایی که مانده است از آنها ، چه در ایران و چه در سایر جاها سالها پیش هم وقتى سران دول عربى و اجنبى در شرم الشیخ مصر گرد هم آمدند تا به مشروعیت رژیم غاصب صهیونیستى راى بدهند ، تنها یک بزرگ مرد مقابل این خواسته مقتدرانه ایستاد و دست رد به سینه استکبار و مستکبرین زد ، خمینى کبیر ( ره ) آن روزى که آخرین جمعه از ماه مبارک رمضان را به نام روز قدس سند زد خوب میدانست که غنیمتى را براى آیندگان به یادگار گذاشته است که تا سالهاى بسیار دور سرآغاز هزاران انتفاضه در سرتاسر جهان هستى خواهد شد و آزادگان عالم هر ساله و در آخرین جمعه از ماه مبارک رمضان این دعوت حقانى را لبیک خواهند گفت و نداى الموت لأسرایل و القدس لنا دلهاى مستکبرین را خواهد لرزاند .

تجلی اعظم شب قدر امت اسلامی در طلیعه ی مقدس روز قدس، روایتی ارزنده از اراده ای است که در راه خداوند ،قصد تحول و تغییر حال امت رسول ختمی مرتب (ص) به سمت اهداف و آرمان های متعالی را دارد.روزی که یاد آور مقاومتی مقدس و اهمیت  وحدت و یگانگی است و به عنوان نقطه ی عطفی ماندگار ، نوروز اسلام گرایی عملی و آزادی خواهی ژرف برای امت واحده و به عنوان یک  درس بزرگ انسانیت ، هنگامه ی آزمون فطرت و حریت بشری است.
روز قدس فرا می رسد تا دستان توانا و حنجره های گویای مسلمانان در این روزها که به خاطر عداوت دشمن به تلخی تفرقه آمیخته است؛ بار دیگر متوجه دشمن اصلی خود شود و دسیسه های اسرائیل جنایت کار برای تضعیف و اضمحلال مقاومت، رنگ ببازد.مقاومتی که امروز نه تنها در مصاف مکتب لعین صهیون، بلکه در نبردی ناجوانمردانه مورد حمله ی ارتجاع و تفرقه قرار دارد و دشمن بشریت این بار برای نجات خود، جنود کور دلی و سفاهت فکری را به میدان نبرد مقاومت فرستاده است.

برادران و خواهران عزیز ، دنیا تشنه شنیدن حقیقت است ، واقعا چه حقیقتى روشنتر از اینکه

إِنَّ الَّذِین قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمّ اسْتَقَامُوا تَتَنَـزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلائِکَةُ أَلاتَخَافُوا وَلا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِی کُنْتُمْ تُوعَدُونَ بشارت خداوند متعال براى آنهایى که در مقابل ظلم و جور حاکمان و مستکبران ایستاده اند بسیار روشن و امیده دهنده است ، باید ایستاد. حتی نه مانند سالهای گذشته ، بلکه عظیم تر و باشکوه تر از قبل روز قدس را گرامى بداریم ، ما همگى هنرمندان بسیجی و بسیجیان هنرمند استان سمنان از پیر و جوان و از زن و مرد در این واقعه عظیم  شرکت خواهیم کرد و پشت همه بد خواهان را بار دیگر به زمین خواهیم زد ، شانه به شانه در خیابان ها، وعده ديدار ما جمعه 19 تير1394 مصادف با 23رمضان1436

"سازمان بسیج هنرمندان استان سمنان"

 

 

نبرد با شیطان

نبرد با شیطان...

زندگی صحنه جنگی سخت میان تو و اوست؛ جنگی که هر لحظه وهر روز وتا پایان عمر ادامه دارد و بالاخره پیروزی به یک طرف می انجامد؛ تو یا او؟؟اندکی درنگ؛ بنگر د کدم مرحله ای؟؟!!

دشمن را مغلوب کرده ای؟

                           پس سپاسگزار خدا باش وشادمان!!

جنگ ادامه دارد؟

                              پس مبارزه را جانانه ادامه بده!!

یا تو مغلوب شده ای؟

                                   پس به فکر چاره باش!!...

 

وبه این پیام امام عصر(عج) توجه کن که می فرماید:

هیچ چیز مانند نماز بینی او را به خاک نمی مالد...

 

من    تو    او

من    تو    او  

من جنگیدم

تو تماشا کردی

 او فرار کرد

من توی کرخه شنا کردم

تو براستخر سرپوشیده رفتی

 او با اکس روی آب مزاحم ماهی ها شد

من با صدای آهنگران بزرگ شدم

تو در حمام از صدایت لذت بردی

 او آخرین کاست های لوس آنجلس را زمزمه کرد

من شربت صلواتی نوشیدم

تو کوکا کولا سر کشیدی

 او لیموترش را در گلاس فشار داد

من لباس امدادگری پوشیدم

 تو جلوی آینه پیراهن تازه ات را نگاه کردی

 او به دنبال مایویی آمریکایی میدان ونک را زیر پا گذاشت

من به اتاق عمل رفتم

تو به اتاق پذیرایی رفتی

او به بازرگانی رفت ت بتواند شیر خشک وارد کند

من شهید شدم

تو چرت بعداز ظهرت را از دست ندادی

 و او گمان کنم خوابی هلاکش میکرد

من به اقیانوسی از نور افتادم

 تو به زیر چراغی به تماشای شیرینی ها ایستادی

 او مه شکن تیزش را در تونل کندوان روشن کرد

من هنوز یک آرزوی بزرگ هستم و تو....و او........ .

امام زمان (عج)

بوی رمضان به مشام می رسدمهدی جان نجوای نمناک تورامی شنوم

 که آشنا هست باسرنوشت ترآب،عادت سبزدرخت وآبی آسمان.

 درماه رمضان هرشب بهانه دلم راباگوشه ای نگاه به آیات سبزقرآن

 فراموش می کنم.آری،هرزمان به من هدیه ای می دهد.هدیه

 سبزاستجابت.هدیه سبزقبول.قرآن ای تکیه گاه وپناه زیباترین لحظه های

 پرعصمت وپرشکوه تنهایی وخلوت من.ای ماه بندگی خدابدان روزی

 تمام روزهایمان تمام می شود وآنگاه برای دیدن معبودمان بایدبگزاریم

 آنچه راکه برداشته بودیم هرزمانکه روزه نگیرم دندانهایم تگرگ می

 شود،سلولهایم نیزپیرترازتاریخ،جغرافیارابه نظاره ای تکراری می

 ایستد.باران فرصتی هست تاآسمان بازمین دردودل کندوماه رمضان

 فرصتی هست که مومن بامعبودش رازونیازکند.درهرسحرنورانی فقط

 یک جمله رابرزبان جاری می کنم :((اللهم عجل الویک الفرج)).ماه

 رمضان درپایان هرافطارروزه گرفتن رامشتاقم واگرنتوانم هیچ آسمانی

 لایق پروازوهیچ خاکی ارزش مهرشدن ندارد.آری رمضان فراق تو

 

دردی استخوان سوز وناوک عشقت دلدوز.تلاوت قرآن درماه رمضان

 ناب ترین لحظات هستی وزیباترین دقایق ادراک عارفانه وپیوندانسان

معبودا:دوستت دارم نه آن سان که پرنده آسمان را بهاردرخت را،دوستت دارم نه آن سان که ماهی دریا وخاک باران را((دوستت دارم آن سان که بندهای معبودش را. فاطمه فرهمند

خدایا اجازه بده ما هم طعم شیرین یه افطاری رو با مولامون بچشیم.

خدایا ماه رمضونت اومد....سفرت پهن شد....کم کم هم تموم میشه ولی نمیدونم چرا توفیق ندارم که  بیام ودرخوندتو بکوبکم؟

ولی برای همین قدر دلگرمی که به خودم میگم: خدا دوست داره........ خدا هواتو داره........خدا به تو لیاقت بندگی داده.آره....همین قدر برام بسه که بهم لیاقت دادی تاپای سفرت بشینم.خدایا مهمونی به این باشکوهی وبا عظمتی ندیده بودم!

مهمونی که همه توش یکسان اند همه،چه دادا وچه ندارا،چه عجم وچه عرب.

خدایا نمیدونی،نمیدونی چقدر خوبه که من با توبه وذ کر استغفار سحر میگذرونم وبا بندگی ویاد تو افطار میکنم.خیلی خوبه وقی بعد از یازده ماه، یازده ماه که همش خوراکم دروغ وغیبت وریا بوده ، بی حیایی وبی اعتنایی وغفلت بوده یک ماه اونقدر با تو هستم تا پاک  پاک بشم.ولی میدونی بدی یه مهمونی به اونه که صاحب مجلس ،صاحب سفره با مهموناش سر یه سفره نیست نکه نباشه بدیش اینه که مهمونا نمی بیننش.

میدونم خدا میدونم که قراره طعم مهمونی واقعی رو اون موقعی بچشونی که صاحب سفره بالای سفره نشسته وما هم دور سفره  ش.میدونم که اون روز خیلی دور نیست ومیدونم که مهدی فاطمه ام برای اینکه با مهموناش دور یه سفره بشینه پر میزنه پس میدونم که توهم طاقت نداری دل بنده هاتو بشکنی. خدایا مهمونی توو مهمونی حجت تو.پس حالا که؛ حالا که اونقدر بهم بهاء دادی که تاپشت در خونه ت اومدم دستمو بگیر.تعجیل کن در فرج آقام. اجازه بده ما هم طعم شیرین یه افطاری رو با مولامون بچشیم.

آمین  فاطمه حکم آبادی

حجاب عزت است یا اسارت؟؟

حجاب عزت است یا اسارت؟؟

دختران و زنان ارزش خود را زیر پاشنه کفش هایشان گذاشته اند وبه خیابان ها می روند تا خود را به نمایش بگذارند وگمان  میکنند که لباس های پاره وتنگ و بدن نما آنها را از تیرباران نگاه های مسموم نامحرمان مصون می دارد وغافلند که فقط وسیله سرگرمی وبازیچه ای شده اند در دست نامحرمان...ونمی دانند که با هر گناه یک تیربه قلب مهدی فاطمه(عج) پرتاب میکنند...

خواهرم؛آیا ارزش من وشما همین است... وسیله سرگرمی...!!

ادامه نوشته

اثبات وجود خدا

مردی برای اصلاح سر و صورتش به آرایشگاه رفت.در بین کار گفت و گوی جالبی بین آنها درگرفت.آنها در مورد مطالب مختلفی صحبت کردند،وقتی به موضوع خدا رسید آرایشگر گفت:من باور نمیکنم که خدا وجود دارد.مشتری پرسید چرا باور نمیکنی؟آرایشگر جواب داد:کافیست به خیابان بروی تا ببینی چرا خدا وجود ندارد.شما به من بگو اگر خدا وجود داشت این همه مریض می شدند؟بچه های بی سرپرست پیدا میشد؟ اگر خدا وجود داشت درد و رنجی وجود داشت؟نمیتوانم خدای مهربانی را تصور کنم که اجازه دهد این همه درد و رنج وجود داشته باشد.مشتری لحظه ای فکر کرد اما جوابی نداد چون نمی خواست جروبحث کند.

آرایشگر کارش را تمام کردو مشتری از مغازه بیرون رفت،به محض اینکه از مغازه بیرون آمد مردی را دید با موهای بلندوکثیف و به هم تابیده و ریش اصلاح نکرده، ظاهرش کثیف و به هم ریخته بود.مشتری برگشت و دوباره وارد آرایشگاه شد و به آرایشگر گفت:میدونی چیه!به نظر من آرایشگرها هم وجود ندارند.آرایشگر گفت چرا چنین حرفی میزنی؟من اینجا هستم،من آرایشگرم.همین الان موهای تو را کوتاه کردم.

مشتری با اعتراض گفت:نه آرایشگرها وجود ندارند چون اگر وجود داشتند هیچکس مثل مردی که بیرون است با موهای بلندوکثیف و ریش اصلاح نکرده پیدا نمیشد.

آرایشگر گفت:نه بابا!آرایشگرها وجود دارند موضوع این است که مردم به ما مراجعه نمیکنند.

مشتری تاکید کرد دقیقا نکته همین است.خدا وجود دارد،فقط مردم به او مراجعه نمیکنند و دنبالش نمیگردند.برای همین است که این همه درد و رنج در دنیا وجود دارد...

نوشته شده توسط فریاد

آن روزها

هوالمحبوب

 خمینی فرزند ایران بود ؛ اما قبل از اینکه ایرانی شود از دامان اسلام سر بر آورد؛آری خمینی

 فرزند اسلام بود.

 روح ا... نور بود چه خوب برگزید مصطفی این نام برازنده ی نور بود !

 خمینی ساخت و رفت....

 خمینی ایران را ساخت و رفت....

 نسان ساخت و رفت....

 ایران را که هیچ سرتاسر جهان را به نام او زدن کم است .

 خمینی رفت ؛ خمینی رفت به امید من به امید تو ... اما کی ؟ وقتی که به امید من و تو بشود به

 امید ما؛ بشود وحدت ولایی ، یگانگی راستین ، اسلام.

 کاش  خمینی را می دیدم و در چشمهای مهربانش زل می زدم واز خجالت سر به زیر می افکندم و

 لب به سخن می گشودم و می گفتمش : به امید ما نرو، انقلاب اسلامی ات را به ما مسپارو نرو !

 نه!.... پشیمان شدم ؛ اگر روزی اورا دیدم بگویم چه؟

 بگویم چه کردم برای کشورم ؟ برای میهن اسلامی ام ؟

 هیچوقت آن روز هارا ازیاد نمی برم ، آنروز ها که مردم مسلمان ایران برسر خود می زدند

 وچنان می گریستند که انگار پدر خویش را از دست داده اند اما عده ای چه زود فراموش کردند

 عهد و پیمان خود را ، چه زود فراموش کردند انقلاب خودرا؛ حمایت از سیاهی چادر تو کوبنده تر  

 از سرخی خون من است را و حمایت از آماده سازی حکومت منجی عالم را !  

 ای کاش آن روز ها برایمان زنده می ماند تا اندکی از وظایفمان را به سرانجام می رساندیم .

 نه برای خمینی ؛ بلکه برای امام عصرمان..........

نوشته شده توسط:سارا

خدایا دلم برات تنگ شده...

خدایا وقتی با تو حرف میزنم دلم میخواهد خورشید در آسمان چهارم به خواب برود. عطر خوش تو که در اتاقم می پیچد ، پرده ها به رقص در می آیند ، سقف اتاقم پر از ستاره می شود و ماه آنقدر پایین می آید که می توانم لمسش کنم .

خدایا فقط تو می توانی بی آنکه در را باز کنی وارد قلبم شوی و نام مقدس عشق را روی تک تک سلولهایم بنویسی . فقط تو می توانی بی آنکه دست در گردن کلمه ها بیندازی رگهایم را پر از شعر کنی ...

خدایا فرشته ها با چه زبانی با تو حرف می زنند ؟ وقتی نسیم به نزدیکی تو میرسد چه احساسی دارد؟ اولین جمله ای که آدم به تو گفت چه بود؟ آخرین گناه آدم چه خواهد بود؟؟

"الابذکر الله تطمئن القلوب"

باز هم خدا هست...

به من مگو که خدا را ندیده ام هرگز

اگر خداطلبی

خدا در اشک یتیمان رفته از یادست

خدا در آه غریبان خانه بر بادست

 اگر خدا خواهی ...

ادامه نوشته