با خودش از لابلای بادگیر آورده است

باد عطری را که از موی تو گیر آورده است

 

باد می آید ولی انگار این گیسوی توست

کاین چنین او را به دنبالت اسیر آورده است

 

گل ندارد دامنت اما چه چین هایی که از

لطف توفان در لباسی از حریر آورده است

 

راه می افتد زمین وقتی که می افتی به راه

در کنارت موج دریا سر به زیر آورده است

 

گاه نقّاشی بدون رنگ ، با یک تکّه چوب

روی شن تصویرهایی بی نظیر آورده است

 

مادرت از روز اول بسته بر بازوی تو

چشم زخمی را که از چشم جِبیر آورده است

 

شک ندارم خوشه های طاقتت شیرین ترین

شیره ی انگور را از این مسیر آورده است

 

شور و شیرین را کنار هم نگه دارد کسی

کز دل فرقان خود صدها بشیر آورده است *

 

پهن کن سجاده ات را تا ببینم قامتت

یک مفاتیح الجنان ؛ جوشن کبیر آورده است

 

شال سبزی را که دارد مادرم بر گردنش

با خودش آیات باران از کویر آورده است

-------------------------------------------------------------------------

*اشاره به سوره ی مبارکه ی فرقان آیه ی 53

وَ هُوَ الَّذِی مَرَجَ البَحرَینِ هذَا عَذبٌ فُراتٌ وَ هذَا مِلحٌ اُجاجٌ وَ جَعَلَ بَینَهُمَا بَرزَخًا وَ حِجرًا مَحجُورًا

ترجمه : او کسی است که دو دریا را درکنار هم قرار داد یکی گوارا و شیرین ودیگری شور وتلخ و در میان آنها برزخی قرار داد گویی هر یک از آنها به دیگری می گوید دورباش و نزدیک نیا .

موضوع این غزل "کویر در انتظار بهار" می باشد

 

 

سروده شاعر بسیجی، خانم شکیبا غفاریان